داستان باحال استاد یزدانپناه
سلام اومدم با یه خاطره باحال از استاد یزدانپناه استاد رو که میشناسین استاد ساختمان داده ++c و سیستم عامل و هوش مصنوعی درضمن داور لیگ شبیه سازی در المپیاد رباتیک ...
خوب بریم سر اصل مطلب استاد ما در خیابان 18 دی واقع در ساری سر کار بودن بعد از یه عالمه کار خستگی و ارباب رجوع ساعت کار تمام و استاد ما با خستگی راه خانه ( رستم کلاه ) رو در پیش گرفتن بله استاد ما رفتن رفتن تا رسیدند به تیرنگ سوار تیرنگ شده و دوباره رفتند رفتند تا اونجایی که نز دیک خونه شدند ولی جالبش اونجا است که استاد متوجه شدند که که که ... ا ماشینشونو ساری جا گذاشتن هاااااااااااااااااااا ها ها ها ... ببینین استادا چه قدر سرشون شلوغه که حتی ماشینشونو جا میزارن
راستی بگم خود خود خود استاد گفتن این داستانو بنویسیم هه هه ....
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ساعت 20:56 توسط مریم
|
ما 6 نفر از اکیپ بچه های ای تی داشگاه پیام نور بهشریم که اومدیم تو وبلاگ بترکونیم اگه ادم باحالی هستی حتما همیشه به ما سر بزن چون ما اینجا یه عالمه بمب داریم هر نوبت یکیشو واسطون می ترکونیم پس یه جا ایست نکنین و ما را تا اخرش همراهی کنین هووووووووووووو به افتخار خودمونو خودتون هوووووووورااااااااااااااااااااااااا