داستان باحال استاد یزدانپناه

سلام اومدم با یه خاطره باحال از استاد یزدانپناه استاد رو که میشناسین استاد ساختمان داده ++c و سیستم عامل و هوش مصنوعی درضمن داور لیگ شبیه سازی در المپیاد رباتیک ...

خوب بریم سر اصل مطلب استاد ما در خیابان 18 دی واقع در ساری سر کار بودن بعد از یه عالمه کار خستگی و ارباب رجوع ساعت کار تمام و استاد ما با خستگی راه خانه ( رستم کلاه ) رو در پیش گرفتن بله استاد ما رفتن رفتن تا رسیدند به تیرنگ سوار تیرنگ شده و دوباره رفتند رفتند تا اونجایی که نز دیک خونه شدند ولی جالبش اونجا است که استاد متوجه شدند که که که ... ا ماشینشونو ساری جا گذاشتن هاااااااااااااااااااا ها ها ها ... ببینین استادا چه قدر سرشون شلوغه که حتی ماشینشونو جا میزارن

راستی بگم خود خود خود استاد گفتن این داستانو بنویسیم هه هه ....

رااااااااستی طرفدارای اشعار شهره اجی جونی حتما یه سر برن به وبلاگ تخصصی شعر شعرا از این سبکای گوشه دیوار و زیر بارون اینا  ولی اونجا یه چیزه مهم وجود داره اونم اسمشه عشق ممنوع ها ها طرفدارای شهره اجی جونی بجنبین سرتون کلاه نره از دستش ندین اینامه رو هم بهش تبریک بگین

http://shohreparvin.blogfa.com/

بیو روبو المپیک

سلام سلام itgirles ها باز می گردن هه هه خوب از کمت نفت بگم که به زودی زود همشو بهتون می گم نمی دونین چه کارا که اونجا نکردیم وقتی وااااااااااااااااااااااااااای الان خونه غصم گرفته که چرا به این زودی تموم شد هی روزگار

بگذریم ولی حالا که بهش فکر می کنم میبینم چه کترای باحالی کردیم راستی فردا یکشنبه هکه بچه ها کلاس مهندسی it جمعیم اینم چندتا عکس باحال

5sr04mbtlcrdakfla242.jpgcf21qyau66tnyfv4u8ia.jpg

nzq894amibuvfzzmu6d.jpg
m61jh0j0xxh3i5ptiyxz.jpgxzpnilhvnhl8dnm1pg.jpg56jqhorrg1dzi02r8uh9.jpg

سلام سلام بچه ها چه طوره حاله شما چی ؟ ما ؟ تووووووووووووووووووووووووووووووووووپ عااااااااااااااااااااالی نمی دونین چی شده یه خبر داغه داغه داااااااااااااغ فقط مراقب باشین نسوزین خوب بریم سراغه خبر اول اینکه ما ها جمعه شب رسیدیم که بخوابیم ولی چه خوابی فرداش میانترم فیزیک2 داشتیم استاد باهامون راه نمی اومد ما هم نه کلاس رفته بودیم و نه یه صفحه ورق زده بودیم  تازشم سر امتحان چرت می زدیم من که چند بار چشام بسته شد ولی به لطفه مائده و سیما و سعدیه و بقیه بروبچه های باحال به خیر گذروندیم ولی اینقدر اینقدر خواب داشتیم که از خواب زیادی خوابمون نمی برد همه که عین اقای کریمی نیستن که این ترم به کل مرخصی گرفتن بعد المپیاد از جمعه تا یکشنبه 10 صبح رو خوابیدن تازشم خودش بیدار نشد اهل بیتشان نگران شدند به زور بیدارش کردن ولی واقعا باید بهون یه خسته نباشید پر انرژی گفت چون خیلی خیلی کار کردند اقای کریمی خدا قوت .... هه هه