نمونه سوال pnu

سلام امروز براتون نمونه سوالای نیمسال اول و دوم 89-90 رشته کامپیوتر و it و.. شاخه های کامپیوتر کلا رو میزارم اینم هدیه ترم جدید به شما دوستان

http://pnunews.com/page/com-89-90-1.aspx


http://pnunews.com/page/3892-itcom


http://www.pnunews.com/page/pnunews-com-88-89-2.aspx

دانستنیهای جالب


دانستنی های جالب 2
چشم‌هاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هيچ‌وقت متوقف نمي‌شوند .
هر تکه کاغذ را نمي‌توان بيش از 9 بار تا کرد .
در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از مبلاد ساخته شده است، به اندازه‌اي سنگ به کار رفته که مي‌توان با آن ديواري آجري به ارتفاع 50 سانتي‌متر دور دنيا ساخت .
اگرتمام رگ‌هاي خوني را در يک خط بگذاريم، تقريبا 97000 کيلومتر مي‌شود .
وقتي مگس بر روي يک ميله فولادي مي‌نشيند، ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم مي‌شود .
آمريکا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد .
عدد 2520 را مي‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسيم نمود، بدون آن‌که خارج قسمت کسري داشته باشد .
30 برابر مردمي که امروزه بر سطح زمين زندگي مي‌کنند، در زير خاک مدفون شده‌اند .
تنها حيواني که نمي‌تواند شنا کند، شتر است .
شيشه در ظاهر جامد به نظر مي‌رسد ولي در واقع مايعي است که بسيار کند حرکت مي‌کند .
در هر ثانيه بيش از 5000 بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون برخورد مي‌کند و تصويري را که شما تماشا مي‌کنيد، بوجود مي‌آورد .
شانس شبيه بودن دو اثر انگشت، يک به 64 ميليارد است .
يک ليتر سرکه در زمستان سنگين‌تر از تابستان است .
قد انسان تا 20، 25 سالگي و گاها 40 سالگي بلند مي‌شود و از چهل سالگي به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 ميلي‌متر کوتاه مي‌شود .
فقط با از دست دادن يک درصد از آب بدن، احساس تشنگي مي‌کنيم !
دهان انسان روزانه يک ليتر بزاق توليد مي‌کند .
چيتا يا يوزپلنگ سريع‌ترين حيوان خشکي است. او در عرض فقط 3 ثانيه 100 کيلومتر در ساعت سرعت مي‌گيرد. رکوردي که حتي سريع‌ترين خودروهاي فراري هم نتوانسته‌اند بشکنند .
کرم‌هاي ابرشيم در 56 روز، 86 هزار برابر خود غذا مي‌خورند .
تنها قسمت بدن که خون ندارد، قرينه چشم است .
شتر در 3 دقيقه 95 ليتر آب مي‌خورد

دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده‌ است

که قید می‌کند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن.

گرچه این مسئله از نظر صرف‌و‌نحو دستوری بی‌اشکال است.

اما واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده می‌شود…

۲۴ مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده می‌شود هم ۲۴ مرتبه است،

درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است،

بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است، یعنی ۲۴=۲۴

با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده‌است که این مسئله درمورد همه

چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق می‌کند .

به کلماتی که دفعات به‌کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید:


دنیا ۱۱۵ / آخرت ۱۱۵

ملائک ۸۸ / شیطان ۸۸

زندگی ۱۴۵ / مرگ ۱۴۵

سود ۵۰ / زیان ۵۰

ملت (مردم) ۵۰ / پیامبران ۵۰

ابلیس ۱۱ / پناه جستن از  شر ابلیس ۱۱

مصیبت ۷۵ / شکر ۷۵

صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣

فریب خوردگان (گمراه شدگان) ۱۷ / مردگان (مردم مرده) ١٧

مسلمین ۴١ / جهاد ۴١

طلا ۸ / زندگی راحت ٨

جادو ۶٠ / فتنه ۶٠

زکات ٣٢ / برکت ٣٢

ذهن ۴٩ / نور ۴٩

زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵

آرزو ٨ / ترس ٨

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ /  تبلیغ کردن ١٨

سختی ١١۴ / صبر١١۴

محمد (صلوات الله علیه) ۴ / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) ۴

مرد ٢۴ / زن ٢۴

همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم:

نماز ۵،   ماه ١٢، روز ٣۶۵

دریا  ٣٢، زمین (خشکی) ١٣

دریا +  خشکی = ۴۵=۱۳+۳۲

دریا = %۱۱۱۱۱۱۱/۷۱= ۱۰۰ × ۴۵/۳

خشکی = % ۸۸۸۸۸۸۸۹/۲۸ = ۱۰۰ × ۴۵/۱۳

دریا + خشکی = % ۰۰/۱۰۰

دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب ۱۱۱/۷۱% و خشکی ۸۸۹/۲۸ %  از کره زمین را فراگرفته است.

آیا همه اینها اتفاقی است؟

سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟

قرآن هم دقیقاً همین را بیان می‌کند.


دوستان پیام نور یکی به من بگه چرا چرا چراااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هنوز نمره ها نیومده چراااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سوالا اینجورین خدا اخه یعنی واقعا چه قدر ادما می تونن بی رحم و سنگدل شن که زورشون به بچه های خوب درسخون سخت کوش و صبور پیام نور برسه چه قددددددددددددددددددددددددر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یعنی ...

سلام واااااااااای چه قدر ما سر نزدیم ببخشید دیگه جبران می کنیم خوب داستانا رو شروع کنیم اول از برادران فضعلی تشکر می کنیم بابت تکر دیگه من عمرا تا یک ساعت بعد امتحان به کسی سر جلسه اس بدم یا بزنگم همون یه بار بسم بوووووود فکر کنین ادم تقلب نکنه بعد به خاطر اینکه به یکی اس داده بگن نمره بیییییییییست و پنج ج ج ج  ج .... صدم برات وارد میشه فکر کنیییییین ادم میسوزه خیلی بد ادم تقلب نکنه اونوقت بهش بگن تقلب کردی

اخه یکی نیست بهشون بگه معجزه بود با اون همه انتنای خوشکل اس ام اس بره ولی باز دستشون دردنکنه که از من گذشتن البته بگم اس ام اس من رو احسان باز نکرده بود دیگه ادامه رو برین ...

تعریف استاد :

منبع علم ، ژنراتور دانش ، نیروگاه انسانیت ، تبلوردانایی ، کوه توانایی ، مایه افتخارما

بابا تو  دیگه کی هستی ترین موجود عالم ، خودصفا ، اندوفا ، دارنده انواع  واقسام شفا

ضدجفا ، یاری گر ضعفا ، معلم الخلفا !

تعریف دانشجو :

موجودی است نحیف و لاغر که از تخم مرغ و گوجه تغذیه میکند !

معمولا افسرده است ! و دشمنی عجیبی با کتاب دارد !

مخصوصا شب امتحان !

یه تعریف دیگه از دانشجو ! :

فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است

ها ایی دانشجو که وگفتی ینی چه؟؟؟!!!!

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده

بدان امتحان دارد و هیچ کاری نکرده !

خبر خوووووووووووووووووووش

سلااااااااااااااااااااااام یه خبر داغه داغه داغ بدون دستگیره دس نزنین که میسوزیییییییییییییییییییییین استاد پریچهره خوب ، خوووووووووووووووووووووووب ! فردا به ما قول دادن بیان یونی یادتون نره... واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای وااااااااااااااااااااای حالا واااااااااااااااااااای وااااااااااااااااااااااااااااااای  فردا منتظرتونیم

همدردینامه

هم اکنون itgirles ها با کسانی که امروز اقتصاد مهندسی داشتن نهایت همدردی را ابراز می دارند مخصوصا من و اجی شهره چون امروز امتحان داشتیم امتحان نگو چه امتحانی یعنی اقای طراح اقتصاد مهندسی با خودت چی فکر کردی ها................. یعنی شما واقعا واقعا اینطور بی رحمی ؟ حالا به جایی رسیدی که زورت به بچه های پیام نور می رسه .... اقای طراح بی رحم .

به یاد ماندنی

 سلام این اهنگی که دارین میشنوین اهنگ خداحافظی ما از کمپ نفتو خاطرات قشنگو باحالشه به امید خاطرات باحالتر یادش بخیر اخرین روز اینو باهم کنار دریا گوش می کردیم ما یعنی اجی itgirles ها رویا جات خالی منو فرنازو شهره و فندوق خیلی .....

جواب دوست عزیز

سلام زینب جان ما هر جزوه ای که استاد پیشنهاد دادن رو در ارشیو موضوعی شبکه های کامپیوتری گذاشتیم یه سر به اونجا هم بزن اگه باز مشکلی بود ما در خدمتیم

داستان باحال استاد یزدانپناه

سلام اومدم با یه خاطره باحال از استاد یزدانپناه استاد رو که میشناسین استاد ساختمان داده ++c و سیستم عامل و هوش مصنوعی درضمن داور لیگ شبیه سازی در المپیاد رباتیک ...

خوب بریم سر اصل مطلب استاد ما در خیابان 18 دی واقع در ساری سر کار بودن بعد از یه عالمه کار خستگی و ارباب رجوع ساعت کار تمام و استاد ما با خستگی راه خانه ( رستم کلاه ) رو در پیش گرفتن بله استاد ما رفتن رفتن تا رسیدند به تیرنگ سوار تیرنگ شده و دوباره رفتند رفتند تا اونجایی که نز دیک خونه شدند ولی جالبش اونجا است که استاد متوجه شدند که که که ... ا ماشینشونو ساری جا گذاشتن هاااااااااااااااااااا ها ها ها ... ببینین استادا چه قدر سرشون شلوغه که حتی ماشینشونو جا میزارن

راستی بگم خود خود خود استاد گفتن این داستانو بنویسیم هه هه ....

رااااااااستی طرفدارای اشعار شهره اجی جونی حتما یه سر برن به وبلاگ تخصصی شعر شعرا از این سبکای گوشه دیوار و زیر بارون اینا  ولی اونجا یه چیزه مهم وجود داره اونم اسمشه عشق ممنوع ها ها طرفدارای شهره اجی جونی بجنبین سرتون کلاه نره از دستش ندین اینامه رو هم بهش تبریک بگین

http://shohreparvin.blogfa.com/

بیو روبو المپیک

سلام سلام itgirles ها باز می گردن هه هه خوب از کمت نفت بگم که به زودی زود همشو بهتون می گم نمی دونین چه کارا که اونجا نکردیم وقتی وااااااااااااااااااااااااااای الان خونه غصم گرفته که چرا به این زودی تموم شد هی روزگار

بگذریم ولی حالا که بهش فکر می کنم میبینم چه کترای باحالی کردیم راستی فردا یکشنبه هکه بچه ها کلاس مهندسی it جمعیم اینم چندتا عکس باحال

5sr04mbtlcrdakfla242.jpgcf21qyau66tnyfv4u8ia.jpg

nzq894amibuvfzzmu6d.jpg
m61jh0j0xxh3i5ptiyxz.jpgxzpnilhvnhl8dnm1pg.jpg56jqhorrg1dzi02r8uh9.jpg

سلام سلام بچه ها چه طوره حاله شما چی ؟ ما ؟ تووووووووووووووووووووووووووووووووووپ عااااااااااااااااااااالی نمی دونین چی شده یه خبر داغه داغه داااااااااااااغ فقط مراقب باشین نسوزین خوب بریم سراغه خبر اول اینکه ما ها جمعه شب رسیدیم که بخوابیم ولی چه خوابی فرداش میانترم فیزیک2 داشتیم استاد باهامون راه نمی اومد ما هم نه کلاس رفته بودیم و نه یه صفحه ورق زده بودیم  تازشم سر امتحان چرت می زدیم من که چند بار چشام بسته شد ولی به لطفه مائده و سیما و سعدیه و بقیه بروبچه های باحال به خیر گذروندیم ولی اینقدر اینقدر خواب داشتیم که از خواب زیادی خوابمون نمی برد همه که عین اقای کریمی نیستن که این ترم به کل مرخصی گرفتن بعد المپیاد از جمعه تا یکشنبه 10 صبح رو خوابیدن تازشم خودش بیدار نشد اهل بیتشان نگران شدند به زور بیدارش کردن ولی واقعا باید بهون یه خسته نباشید پر انرژی گفت چون خیلی خیلی کار کردند اقای کریمی خدا قوت .... هه هه

تیم رباتیک مدعی مقام اول

دله دله دی دی دی دیییییییییییییییییییییییییییییی...

بچه ها سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام خبر جدید دارم براتووووووووووووووووون شنیدین چی شده

هم اکنون شمامی توانید itgirles های شیطون همه جا به هم ریزو در دومین المپیاد بین المللی رباتیک که در کمپ نفت محمود آباد برگزار می شه ببینین هوراااااااااااااااااااااااا

در دو تیم وازنا و ناتکا

حالا دس دس دس وازنا دس دس وازنا دس دس

دوددودورود وازنا دوددودورود وازنا

تیم وازنا قهرمان میشه خدا میدونه که حقشه به لطف یزدان و بچه ها تیم ما قهرمان میشه تیم ما قهرمان میشه . شیر وازنااااااااااااااااا شییییییییییییییییییییییییییییییییییییییره

ناتکا هم عین بالا خودتون ریپیت برین آفلییییییییییییییین

راستی داغ ترین اخبار رو می توانید در شبکه های خبر ،4  و مازندران ببینید ولی اگه خواستین پشت صحنشو هم بدونین بیاین پیش خودمون هه هه هه ....

haaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa haaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa ha ha darim mirim naft az noe kamp az noe mahmoodabadesh vali jalebesh ine ke bache hayeuni sarimoon fekr mikonan ma 2 rooz pish raftim unja cheshashunam az hesadart zade bood birioooooooooooooooooooon vali khooooooooooooob khandidim akhe bichare ha nemidoonan ke ma gharare 2 rooze dg taze berim unja haaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa haaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa ha ha ha mookheshoono kar geriftim badesham beheshoon khandidiom he he

گل یاس ...

بین گلها از همه زیباتر شاخ گل یاسه پهلوونها یل یلایی عالم حضرت عباسه عرش و فلک همه گدای ابو فاضلند کل جهان تهت لبای ابو فاضلند

گر خاک شود این تن درد تو بیرون نرود از سینه

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

من حسینم ...

من حسینم که جهان واله و حیران من است ابر و باد و مه و خورشید به فرمان من است جد من احمد مختار قریشی نسب است پدرم حیدر کرار امیر عرب است مادرم فاطمه خود خلقت جهان را سبب است من حسینم ضربان دل من یا زهراست نقش دیوار و در منزل من یا زهراست

بدون شرح

بدون شرح

استاد دوستت داریم

                                                            کاری از انجمن علمی دانشجویان آی تی

داغه داغه داغه میگم داغه سوختم

سلام سلام صد تا سلام دله لی للی لی خاندایی جان خاندایی جان دله لی للی لی یاد داستان بچگیم افتادم خاندایی و سعید یادتونه دیگه  هه هه  بگزریم خبر داغه رو بچسبیم خبر از کلاس نرم ۲ روز پر واقعه امروز که  من به علت قول دادن به بعضی ها وقایع ابتدای کلاسو سانسور می کنم  ولی ب وقایع جالبش و صافی و سادگی مستر ...  میگین کی چرا ؟ هه هه هه امروز استاد گفتن اقای فندوق با یه خانومی اراءه بدن که یکهو حرکتو رفتین اقا سالار گفتن استاد اینطور که نمیشه زشته دخترا با دخترا دیگه نمیشه که پسرا با دخترا اخیییییییییییییییییییییییییی داداش ما از فندوق ترسید غیرتی شد اینا رو نمیدونم گرچه فندوق جونم که اصلا عین خیالش نبود اخه ابجیم افکار اروپایی دارن

اخه برادر من چه حرکتی بود رفتی اخه مثلا ترم ۵ امیا حالا خوبه پیام نور اگه یه موقع از اون دانشگاه ها بودی که استاد تعیین میکرد کی با کی چیکار می کردی اقا سالار اشکال نداره ما تایید میکنیم که در همه رساله ها این موضوع کاملا حلال است پس پرابلم نداشته باشین هه هه

فقط باید قیافه مستر سالار رو موقه ای که استاد گفت این خانومو اقا با هم ارائه میدن میدیدین

هاااااااااااااااااااااا ها ها ها .....

خبر خبر

سلام یه خبر داغ دارم امروز بچه ها رفتن گزیییییییییینش شن برای انتخاب شدن به عنوان کادر فنی در مسابقات بین المللی کمپ نفت محموداباااااااااااااااااااااااااااد اونایی که نمیدونن کجاست باید بگم در چند کلمه 1. کنار دریاست 2. ماله شرکت نفته 3. 7 ، 8 تا برج داره که هر کدوم 13 طبقه دو تا طبقه بالا هم سوئیتاش دوبلکس که ماله روسای نفتی است 4 مال نفتی هاست 5. بسیار ببزرگ زیبا باحال 6. امکانات عالی در حد شرکت نفت یه لحظه صبر کنین چی گفتم در حد شرکت نفت اره خودشه شرکته نفته دیگه هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خلاصه امروز بروبچه ها رفتن بعدشم اجی ها فرناز فندوق اینا با اقاشون اینا رفتن خونه مادرشوهر فرناز اینا ما رو هم نبردن خواهران گرامی رسما ثبت کردیم که داریم براتون هه هه نخند

بعدشم استاد چه گزینشی کردن طبق حدس های زده شده این گزینش شامل سوالاتی چون خانوم چند بار رفتی زیارت چند بار رفتی نماز جمعه با ذکر شاهد بالای 20 نفر چرا چادر ندارین کلاسارو چند بار جینفنگ زدین تو این فرناز رده هه هه چه قدر در روز غیبت میکنین ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بابا باور کردین داشتم شوخی می کردم از این خبرا نییییییییییییییییست بابا استاد بردن بچه ها رو از نزدیک با شبکه استان اشنا شن بابا تازشم شرایطو واسشون توضیح دادن و کلی چیزای مفیییییییییییییییییییید هه هه




مهم تر از همه اجی شهره جون و داش احسان هم انتخاب صد در صد شدن به امید موفقیت بیشتر در زندگی اه اه اه چه قدر اروم بابا دس دس دس جیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا کمپ نفته هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ها ها ها             

راستی برادر احسان برامون نظر گذاشتن برادر احسانو که میشناسین قضیه افتضاح روز 5شنبه اینبار اجازم ازش گرفتم دیگه دیگه دیگه قول قول قول بی اجازه چیزی ننویسم سرمو نبرین حالا چرا همه افتادن رو سر من به خدا این یکیرو اجازه گرفتم  خوب بریم سر اصل مطلب جناب مجرم فرهیخته اینگونه گفتند :

خوب چه اشکالی داشت شاید برای یک بنده خدایی بود اون بنده خدا هم بهش احتیاچ داشت . خوب اومدم ی حرکت زدم که اونو به صاحبش برسونم .....من پتروس و دهقان فداکار رو معیار و اسوه خودم قرار دادم .....
بابا رسمه مردونگی به فداکاریه.......خوب من خودمو سینه سپره دیگران کردم تا از ی فاجعه اخلاقی دیگه در ایران به دور نگه دارم..........اسمه منو باید در کنار پتروس .گراهام بل.استیون جابز......................اینا نوشت.........
نه اینکه اسکول بشیم........اکی هنوز جای خنجر /// هست رو پشتم......
دیگه دیگه .............................
درود بر پارسی زبانان ایران زمین....
دمتون گرم......
بدرود. هه هه حتما نظرارو بخونین جالبن راستی ماجرای افتضاح 5شنبه رو تو موضوع bpnu نیوز میتونین پیدا کنین


اطلاعیه

از اونجایی که بچه های ترم بالایی که بزرگ مان خیلی ناراحت شدن بنده رسما عضر خواهی کرده و تمامی مطالب مربوطه را پاک نموده بچه ها قصد ناراحتیتونو نداشتم ببخشید فقط خواستم بخندیییییییییییییییییییم خوبه حالا یا هنوز ناراحتین ببخشید

معرفی

مجتبی بزرگ علوی از نثرنویسان برجسته ادبیات فارسی سده بیستم میلادی و مشهورترین نویسنده چپ‌گرای ایران است.نخستین کار ادبی را با ترجمه قطعه‌ای از آثار شیلر تحت عنوان «دوشیزه اورلئان» آغاز کرد.او در سال ۱۹۳۱ کار در هنرستان را آغاز کرد و در همین دوران به گروهی از روشنفکران سوسیالیست به رهبری تقی ارانی پیوست.سرانجام او در سال ۱۹۳۷به همراه ۵۲ تن دیگر بازداشت شد و به زندان افتاد. هنگام تحمل حبس او کتاب «پنجاه و سه نفر» را نگاشت که درباره اعضای گروه سوسیالیست و تحمل سختیهای آنان در زندان بود. او همچنین مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه با نام «ورق‌پاره‌های زندان» را در این مدت نوشت. پس از جنگ جهانی دوم، علوی به کمونیسم اتحاد شوروی گرایش پیدا کرد و از یکی از جمهوری‌های این کشور، ازبکستان دیدار نمود و کتابی با عنوان «ازبک‌ها» را به رشته تحریر درآورد. او همچنین یکی از بنیانگذاران حزب ت
بزرگ علوی
وده ایران بود

معرفی کتاب


ماشین زمان
نویسنده: هربرت جورج ولز ( اچ جی ولز )
مترجم: کامران پروانه

قهرمان داستان، ماشینی اختراع کرده است که با آن می‌تواند در زمان جابجا شود، درست به همان گونه‌ای که در مکان جابجا می‌شویم. بدین گونه کارش را با سفری به سال 701-802 میلادی آغاز می‌کند. در جریان هزاران سال، آب و هوای منطقه لندن معتدل شده است و اکنون آب و هوایی تقریباً مثل آب و هوای جنوب (اروپا) بر آن حاکم است و نباتات پرپشت و انبوهی در آنجا می‌روید. آثاری از حیوانات دیده نمی‌شود و ساختمانها، که در زمان سابق در مرکز شهر گرد آمده‌ بودند، سترگ و کوه‌پیکر اما انگشت‌شماربه چشم میخورند. نخستین ساکنانی که «کاوشگر» سر راه خود می‌بیند، انسانهای دلربایی‌اند که قدشان کوچکتر از قد متوسط کنونی است، اما همه‌شان زیبا هستند و لبهاسهایشان، اگرچه به رنگهای گوناگون شاد و روشنی است، دوخت یکسان و یکنواختی دارد. «کاوشگر» که حسن کنجکاوی‌اش برانگیخته شده است، دستگاهش را کنار می‌گذارد و با این دوستان تازه به راه می‌افتد. اینان که خودشان را «لوئی» می‌خوانند به صورت انبوه با هم زندگی می‌کنند. کانونهای خانوادگی از بین رفته است. گرسنگی و احتیاج به خواب آنها را به صورت گروههای صدتایی در کاخهای بزرگی گرد می‌آورد که از نزدیک نیمه ویرانه‌هایی بیش نیستند. مرد و زن و بچه روزهای خودشان را به بازی و تفریح سر می‌کنند، زیرا که به ظاهر دیگر احتیاجی به کار کردن ندارند. وانگهی، مغزهای کوچکشان، جز ترس از تاریکی قادر به هیچ احساسی نیست. «کاوشگر زمان» که در خلال این احوال ماشینش را به نحو مرموزی دزدیده‌اند به سرعت علت این ترس را کشف می‌کند. در اعماق زمین جماعت انبوهی از ناقص‌الخلقه‌ها زندگی می‌کنند که قیافه‌هایشان، به علت مشابهت با انسان، دهشت‌بار است. و این جماعت موجوداتی‌اند که قدرت تحمل روشنایی روز و تحمل آفتاب را ندارند. اما بسیار فعال و زیرک و چیره‌دست‌اند. اینها عبارت‌اند از مورلاکها یعنی رنجبرانی که کارفرمایان حقیقی این دنیای ویرانه شده‌اند. پیشرفت علمی و فنی که به منتهی درجه توسعه یافته است، در واقع طبقات حاکمه را از ضرورت مبارزه در راه رفاه خود رهایی داده است و رفته رفته قوه مبارزه نیز در آنان رو به ضعف نهاده است. به عکس، رنجبرانی که همیشه از دنیای توانگران بی‌کار دور نگه داشته شده‌اند، حتی از نظر جسمی هم با شرایط تازه زندگی سازگار شده‌اند؛ چندان که در طی قرون توانسته‌اند به تفوق خود پی ببرند وچون غرایز «گوشتخواری» روزگاران گذشته دوباره زنده شده بود، رفته رفته کارفرمایان خودشان را که دیگر قدرت دفاع نداشتند، خوردند. در مقابل و به حکم عادت دیرینه بردگی، هرچیزی را که ممکن بود به آن احتیاج داشته باشند، برایشان فراهم آوردند. کاوشگر، پس از مبارزه سرسختانه‌ای که با مورلاکهای درنده و نفرت‌بار پیش می‌آید و در جریان آن، برای دفاع از جان خود تمام جنگل را به آتش می‌کشد، موفق می‌شود که ماشین خود را از چنگ آنان بگیرد و فرار کند. سپس حس کنجکاوی او را برمی‌انگیزد که ببیند پس از چندهزار سال دیگر چه اتفاق خواهد افتاد، اما جز مناطق یخ‌زده‌ای که هرگونه اثر زندگی در پهنه آن از میان رفته است چیزی نمی‌بیند. کاوشگر که دوباره سوار ماشین خود شده است به خانه و دیار خویش برمی‌گردد و سرگذشت باورنکردنیش را برای دوستانش نقل می‌کند و دو گل عجیبی را که گویا وینا دختری از قوم «الوئی»، به ازای نجات جانش، به او داده است، برای تأیید گفته‌هایش به آنها نشان می‌دهد. این گلها –که گواه گُنگ دوره‌ای‌اند که در آن «هنگامی که هوش و نیرو از میان برود حق‌شناسی و محبت متقابل، همچنان در قلب انسان زنده خواهد ماند» یگانه چیزهایی‌اند که کاوشگر زمان برای دوستان خود به جای می‌گذارد. کاوشگر زمان که به عزم سفر تازه‌ای به راه می‌افتد، دیگر بازنمی‌گردد. ولز در داستان ماشین زمان (مثل داستانهای دیگری چون مرد نامرئی که در این زمینه نوشته است) چیزهایی بیشتر از آنچه در ابتدای امر به تصور می‌آمد به میان آورده است. در این اثر، در عین حال هم هجو پیشگویانه جامعه سرمایه‌داری را می‌بینیم، هر درسی در زمینه جامعه‌شناسی، و هم نظریه علمی متناقض‌نمایی که بعدها کاربردهای غیرمترقبه‌ای در زمینه فلسفه و در زمینه ادبیات پیدا کرد. رمان ولز در 1896، برای رابرت و پل (5) انگلیسی، ملهم دستگاهی شد که «تئاتروگراف» نام گرفت؛ دستگاهی که می‌توانست فیلمی نشان بدهد که با دست رنگ‌آمیزی شده بود.
لینک دانلود ادامه مطلب

ادامه نوشته

تیریییییییییک

سلام خبررررررررررررررر خبرررررررررررررررررر خبرررررررررررررهههههههههههههه داغ داغ داغ یه عالمه شیرینی شیرینی های خوشمزه 5 شنبه صبح کلاس آزمایشگاه شبکه انتظارمونو میکشه خوب میگین چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟// چون چون چون ابجی فندوق جونم با ابجی شهره جونم تو امتحان نهایی فرانسه قبول شد...........................ن هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا اخجوووووووووووووووووووون تازشم گواهینامشون تا یه ماه دیگه صادر میشه اخجون شیرینی شیرینی شیرینیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی هوراااااااااااااااا....

Rup چيست؟

با پيشرفت تكنولوژي‌هاي مرتبط با كامپيوتر، نياز هر چه بيشتر به گسترش علم نرم‌افزاري نيز احساس مي‌شد كه با پيدايش متدولوژيهاي همانند SSADM 2 و روش آبشاري3 (چيو 2000) ‎آغاز شد. در ابتدا، اين روشها مناسب بود و جوابگوي نيازهاي آن زمان بودند ولي با افزايش داده‌ها و پيدايش مفاهيمي همچون شبكه، وب و غيره ديگر كارآيي لازم را جهت پياده‌سازي و هدايت پروژه‌هاي نرم‌افزاري نداشتند. پس مفاهيم برنامه‌نويسي شيءگرا پا به عرصه وجود گذاشتند و در سال 1991 بطور جدي مورد مطالعه و بحث قرار گرفتند. استفاده از اين روشها و متدهاي برنامه‌نويسي، قدرت و انعطاف بسياري را به برنامه‌ها داد و شركتهاي نرم‌افزاري توانستند با كاهش هزينه‌ها و بهينه‌سازي كدهاي خود، نرم‌افزارهاي قويتري را به بازار عرضه كنند ولي اين روش جديد نيز نياز به مديريت و يكپارچگي داشت. پس روشها و متدولوژيهاي جديدي مطرح شد كه شامل Booch، OMT، OSE و ... مي‌باشند. در سال 2000 شركت Rational روشي را تحت عنوان RUP مطرح ساخت (گروه كاسميك 2003ب) كه بعد از روش MSF شركت مايكروسافت به دنياي نرم‌افزار عرضه شد و امروزه از طرفداران بسياري برخوردار است. فرايند يكپارچه Rational در اصل يك متدولوژي است كه در جهت كنترل و انجام پروژه‌هاي نرم‌افزاري در نظر گرفته شده است. در اصل اين چارچوبي در جهت انجام صحيح و موفق پروژه‌هاي نرم‌افزاري مي‌باشد كه كليه مراحل انجام يك پروژه كه با معماري و آناليز سازمان شروع شده و به تست نرم‌افزار و ارائه Gold Release ختم مي‌شود را در بر مي‌گيرد (گروه كاسميك 2003 الف).

چرا RUP را يک فرايند يکپارچه مي‌گويند؟

به سه علت RUP را يكپارچه مي‌نامند:

اين متدولوژي از يكپارچه‌سازي سه متدولوژي معروف ديگر بوجود آمده است كه شامل Booch، OMT و OSE مي‌باشد.
از UML4 در جهت كارهاي خود استفاده مي‌كند. در واقع مي‌توان گفت UML خود ثمره RUP مي‌باشد و اين خود بسيار خوب است كه متدولوژيي با خودش گسترش يابد (گروه كاسميك 2003الف). مفاهيمي از قبيل Object، Class و ... مفاهيم ساده و ثابتي هستند ولي قبلاً متدولوژيها علامتهاي خاصي داشتند كه اكنون همه آنها يكسان شده‌اند.
در داخل RUP يك چارچوب توليد نرم‌افزار است كه ما آنرا براي سازمان و پروژه خود بومي مي‌كنيم و مي‌توان گفت كه در واقع يك قالب فرايند5 است.





خصوصيات RUP چيست؟
RUP مبتني بر نوعي معماري است كه به اجزاء اصلي مي‌پردازد ولي طراحي به جزئيات نيز وارد مي‌شود. همچنين مي‌توان گفت معماري يكسري اجزا و ارتباط بين آنها است كه سيستم را مي‌سازد و ما را به سمت توسعه مؤلفه‌محور6 راهنمايي مي‌كند.
ويژگي Usecase Driven: يكي از مشكلات OOA اين بود كه مي‌گفتند با هر روشي تبديل و كار كنند و بعد بتوان آنرا به شيءگرا تبديل كرد. يعني مثلاً پروژه SSADM را طراحي كرده و بعداً به شيءگرا تبديل نمود. ولي آن عقيده اشتباه بود و حتماً تحليل شيءگرا بايد صورت بگيرد. خصوصيت خوب شيءگرا كه در ديگر روشها نمي‌باشد اين است كه نوتاسيوني كه استفاده مي‌شود (بوچ، رامباق و جاكوبسون 1999) در همه مراحل يكي است يعني مفاهيمي از قبيل شيء، كلاس، روابط كلاسها و ... در تمامي مراحل يكي است. اهميتي كه Usecase Driven دارد اين است كه با زبان مشتري نوشته مي‌شود. مشتري مي‌تواند آنرا بفهمد و بسيار مناسب براي تشخيص نيازمنديهاي سيستم مي‌باشد. در بخش تحليل و طراحي از روي Usecaseها تحليل و طراحي انجام مي‌دهيم و مسائلي مانند مديريت پروژه نيز تحت تاثير Usecaseها هستند كه ما آنها را دسته‌بندي كرده و مديريت مي‌كنيم. همچنين راهنماهاي سيستم هم تحت تاثير Usecaseها (كراچتن 2000، 298) ايجاد مي‌شوند.
ويژگي Incremental: به معني آن است که پروژه بصورت چهار مرحله حلقه‌اي جلو مي‌رود ولي در هر مرحله چرخش يك دسته از Usecaseها كامل و آماده استفاده مي‌شود و كليه اين كارها در 9 جريان كار7 كه در شكل 1 مشخص شده بود، قابل مشاهده است.





ديدگاه اوليه درباره RUP
ديدگاهي كه RUP بر اساس آن طراحي شده، به گونه‌اي است كه محدوده وسيعي از اهداف را پوشش دهد تا ضمانت اجرايي جهت انطباق با موارد زير حاصل شود (كراچتن 2003):

ابعاد پروژه
حوزه كاربردي برنامه (سيستمهاي تجاري يا سيستمهاي فني)
زمينه‌هاي تجارت (توسعه خانگي، توسعه محصولات، فروشندگان نرم‌افزار مستقل، توسعه قراردادي).
همانند هر ساختار پروسه‌ ديگري، RUP نيز روش سيستماتيكي را براي به دست آوردن، سازماندهي و ارائه راهكارهاي مهندسي نرم‌افزار در اختيارتان قرار مي‌دهد. RUP براي سازماندهي راهكارها، بر يك مدل پروسه‌ ساده و کاملاً زيربنايي استوار شده است كه توضيح اين امر در قالب چند مقاله يا كتاب نمي‌گنجد.

با اين وجود، ساختار پروسه مزبور را نمي‌توان به يك ظرف خالي تشبيه نمود. اين ساختار از قبل توسط حجم عظيمي از پروسه‌هاي راهكاري كه قبلاً در پانزده سال گذشته توسط مليت‌هاي مختلف تحصيل شده است و با شركت Rational ارتباط داشته‌‌اند (افرادي كه قبلاً اين شركت آنها را به خود جذب كرده و برخي از شركاي اين شركت نظير IBM ، HP و BEA (كراچتن 2003)) انباشته گرديده‌ است. RUP مجموعه محدود و بسته‌اي نيست كه به منظور كاربردهاي عمومي منتشر شده باشد و پاسخ يا راه‌حل تمامي مشكلات توسعه نرم‌افزاري را دربرگيرد؛ بلكه ساختار RUP ساختار بازي است كه به منظور استنتاج بايد شاخه‌هاي آنرا دنبال كنيد و اين ساختار سالانه دوبار روزآمد مي‌گردد. ساختار RUP تصفيه شده است و پشتيباني ابزاري و مندرجات آن نيز توسعه يافته‌اند.

از يك سو، گروه توسعه پروسه شركت Rational، امر به روز سازي محتويات RUP را همگام با مقتضيات فن‌آوري و بازخوردهايي كه كاربران اين ساختار ارائه مي‌دهند، به عهده دارند و از سوي ديگر شركاي متعدد اين شركت و افرادي كه RUP را براي استحصال و سازماندهي فرايندهاي راهكاري خود پذيرفته‌اند و از آن براي اهداف مربوط به خود استفاده مي‌كنند، ساختار ارائه شده توسط شركت Rational را تبليغ نموده و آنرا را تكميل مي‌كنند.

ساختار RUP پيرامون چند منطق ساده و مرتبط به هم سازمان‌دهي شده است:

RUP نقشهايي را تعريف مي‌كند كه بايد در پروسه وجود داشته باشد و بر مبناي آن، صلاحيتها، تخصصها و مسئوليتهاي افرادي كه بايد پيشرفت پروژه را محقق سازند، مشخص مي‌شود.
RUP كارهايي را كه هر يك از افراد بايد در عمل انجام دهند، به طور گام به گام تشريح مي‌كند.
اين عمليات با استفاده از ابزارهايي واقعي مانند مدل‌ها، كدها، اسناد و گزارشها اداره مي‌شوند.
در RUP به وفور با راهنماييهاي مربوط به نقش‌هايي كه افراد بايد به عهده بگيرند، فعاليتهايي كه بايد انجام شوند و مصنوعات مورد نياز برخورد خواهيد نمود كه در قالب خطوط راهنما، الگوها، مثالها و معلمهاي ابزاري ارائه مي‌شوند كه چگونگي به وقوع پيوستن دسته‌اي از فعاليتها توسط يك ابزار بخصوص را شرح مي‌دهند.
تمامي اين المانهاي توصيف پروسه در قالب سامانه‌هايي سازماندهي شده‌اند.


RUP مقدماتي نه سامانه، بيش از چهل نقش و صد محصول را تعريف مي‌كند و حاوي بيش از هزار صفحه راهنما است. همچنين مي‌توانيد به پروسه‌هاي الحاقي متعددي كه وظايف و مندرجات بيشتري را به RUP اضافه مي‌كند، دسترسي پيدا كنيد. برخي از منتقدين RUP آنرا پروسه‌اي بسيار سنگين تصور نموده و آنرا به كرگدني تشبيه مي‌كنند كه توان انجام تعداد نامحدودي عمل غير معمول را براي شما فراهم مي‌آورد؛ با اين وجود نگاه ما به RUP همانند لوح باشكوهي از معارف است كه مي‌توانيد آنچه را كه نياز داريد، از داخل آن برگزينيد.

اجازه بدهيد مقايسه‌اي انجام دهيم. اگر فرهنگ لغات مناسبي از 800 لغت را انتخاب كرده باشيد، مي‌توانيد در خيلي از نقاط دنيا و در بسياري شرايط، گليم خود را از آب بيرون بكشيد؛ ولي با انتخاب فرهنگ لغات حجيمي چون Webster ، اولاً هيچ‌كس شما را مجبور به استفاده از لغاتي كه در فرهنگ لغات وجود دارد نمي‌كند، ثانياً مي‌توانيد سطح لغات محفوظي خود را براي انطباق با وضعيتهاي مختلف ارتقا ببخشيد و ثالثاً مي‌توانيد فرهنگ لغات خود را بهبود دهيد. فرهنگ لغت800 لغتي بايد فقط زيرمجموعه‌اي از يك فرهنگ لغات باشد.






انعطاف‌پذيري RUP و انطباق با آن
RUP يك اصل عقيدتي يا يك آيين مذهبي نيست. ساختار RUP ساختار خشكي نيست كه بخواهد همه چيز را براي توليد نرم‌افزار در قالب خود درآورد. نيازي نيست كه حداقل چهل نفر را براي تكميل پروسه‌اي كه چهل نقش در آن تعريف شده است، به خدمت بگيريد و نيازي نداريد كه بيش از صد محصول مختلف را پرورش دهيد. اگر سعي خود را به انجام اين كار معطوف سازيد، خيلي زود در معرض آشفتگي قرار خواهيد گرفت. اين المانها در RUP و در فرم الكترونيكي (كراچتن 2003) براي فراهم‌آوردن انعطاف‌پذيري مورد نياز براي انطباق با تقاضايي ارائه شده‌اند كه به شرايط محيطي كه درآن به سر مي‌بريد، بستگي دارد.

RUP تمرينات توليد نرم‌افزار ثابت شده فراواني را در بردارد. شركت Rational ميدان ديد بالايي را براي موارد زير، ارائه مي‌دهد:

توسعه مكرر
مدل‌سازي بصري
مديريت ملزومات تغييرات كنترل
بازبيني مداوم كيفيت
استفاده از معماري بر مبناي اجزا


همچنين URP بر مبناي ديگر اصول كليدي ديگري كه كمتر قابل مشاهده هستند و ساده‌تر به محاق فراموشي سپرده مي‌شوند، استوار شده است كه فقط براي يادآوري اشاره‌اي به آنها مي‌نماييم (جنر 2002):

منحصراً آنچه را كه مورد نياز است، پرورش دهيد.
روي نتايج ارزشمند تمركز كنيد، نه روي چگونگي حصول نتايج
كاغذبازي را به حداقل برسانيد.
انعطاف‌پذير باشيد.
از اشتباهات خود عبرت بگيريد.
به طور منظم، مخاطرات محتمل را مورد بازبيني قرار دهيد.
براي پروسه موردنظر معيارهاي قابل اندازه‌گيري و علمي را بدون موضع‌گيري شخصي استوار كنيد.
از گروه‌هاي كوچك و توانمند استفاده كنيد.
طرحي را در ذهن داشته باشيد.


ذهنيت كليدي در سازگار شدن و سازگار كردن RUP قالب توسعه8 مي‌باشد. يك قالب توسعه نمونه‌اي از RUP است كه براي پروژه ويژه‌‌اي كه مد نظرتان است، مناسب باشد. با مراجعه به ساختار RUP به توضيح پروسه‌اي دست‌ مي‌يابيد كه موارد زير را تعريف نموده و شناسايي مي‌كند (جنر 2002):

چه چيزي توسعه داده خواهد شد؟
به چه مصنوعاتي واقعاً نياز داريم؟
چه الگوهايي بايد مورد استفاده قرار بگيرند؟
كدام مصنوعات در حال حاضر وجود دارند؟
به چه نقش‌هايي نياز داريم؟
چه فعاليتهايي انجام خواهند شد؟
كدام خطوط راهنما، استانداردهاي پروژه و ابزارهايي مورد استفاده قرار خواهند گرفت؟






نتيجه گيري
از آنچه گذشت در مي‌يابيم اولاً در حال حاضر تنها روش توسعه نرم‌افزاري که مورد پذيرش در عرصه جهاني است، RUP مي‌باشد. ثانياً اين روش علاوه بر ساماندهي به فرايند توليد نرم‌افزار از دو بعد زمان و کيفيت، به لحاظ برخورداري از انعطاف‌پذيري بالا در صورت کاربرد و پياده سازي صحيح مي‌تواند سبب تسريع فرايند توليد و توسعه نرم‌افزار و تأمين کيفيت مورد نظر در نرم‌افزار گردد و نهايتاً اين که يکي از مهم ترين ويژگي‌هاي RUP اين است که قابليت توسعه و تغيير نرم‌افزار ها را بر اساس تغيير نيازهاي کاربران و نيز تغيير فناوري، از قبل پيش بيني نموده است.

سلام بچه ها راستی اونایی که مهندسی نرم 2 دارند هفته بعد باید تحقیقاشونو راجب rup تحویل بدن 9/12 هم میانترم تا هر کجا که استاد درس بدن امتحانم به احتمال زیاد تشریحیه استاد چقدر امروز عصبانی بودن و میدونین کی ترکید البته در درون زمانی که بعد از تعریفو قضیه شراکتشون از برادران فضللی و سراغ گرفتنا فهمیدن این براران دوقولو کلاسو پیچوندن رفتن اردو عباس اباااااااااااد وااااااااااااااااااااااااااای اولش گفتن حذف کنن اصلا بعدشم ارائه هفته بعد رو به شدت یاداوری کردن در کل پیشنهاد itgirleS ها به این برادران دوقولو اینست که از العان به شدت تمرین نمایند تا خودشونو خیلی خیلی خووووووب در ارائه هفته بعد نشو بدن راستی استاد کلی جای اقای دیتا بیس کلاس رو هم خالی کردن ها ها ها.....

سلام سلام 100 تا سلام بچه های باحال  یه خبر باحال دارم اونم اینه که ما یه نمایشگاه نقاشی داریم تابلوی منم توشه این یعنی که حتما باید بهش سر بزنین اولا  قائمشهره دومن پارک شهر ه نه توش بلکه بقلش سالن جهاد کشاورزی سومن سر بزنین تابلوهاش قشنگه بعدشم پولش ماله بیماران کلیویه یادتون نره با یه تیر دونشون میزنین هم یه تابلو قشنگ میخرین هم کار خیر میکنین مسابقه و رنگ صورت و یه سری از این جور کارام توش هست از ساعت 9 صبح تا 7 شب